تبليغاتX
خاک ::
مقاله رفیق پیمان در شماره آخر خاک 
از سرمایه داری تا ترافیک شهری!!
 
Piran_2008@yahoo.comپیمان پیران

چندی است که اخبار و ماجراهای مربوط به مسئله روزمره آلودگی هوا، ترافیک سر سام آور وقتل عام خیابانی در جاده های ایران سر لوحه نشریات داخلی قرار می گیرد و به تناوب اظهار نظر ها و انتقادات توخالی و عجیب و غریبی در همه جا از جمله صدا و سیمای جمهوری اسلامی منعکس می گردد. بر آن هستم تا به نوبه خود با توجه به زیان های جانی فراوان ناشی از از این پدیده
«که هر از چند گاهی، هم رقم با کشتار مردم در جنگ عراق است» دیدگاهم را بازگو کنم :


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط خاک در 86/03/31
مقاله رفیق مهدی در شماره آخر خاک  

مارکس و طبقه ی کارگر

مهدی اللهیاری

نویسندگان دوره ی روشنگری فرانسه یعنی همان متفکران بورژوازی نوپای قرن هفده میلادی مفهوم طبقه را در معنای تقسیم بندی از علوم طبیعی اخذ نمودند و واژه ی رده را که دال بر تقسیم عمودی جامعه بود به کار می بردند. اما باید گفت از نیمه ی دوم قرن هفدهم بود که در انگلستان تعریف طبقه به مفهوم امروزی خود نزدیکتر شد همگام. با تکامل علوم طبیعی و رشد صنایع، واژه و مفهوم طبقه در آثار نویسندگان دایرة المعارفِ (فرانسه) برای خود پایگاهی به دست آورد. به ویژه رشد سرمایه داری و رواج نظراتِ فیزیوکرات ها در همان دوره موجب رونق کاربرد واژه ی طبقه در علوم اجتماعی و سیاسی گردید. از دید فیزیوکرات ها ــ که زمین را منبع ارزش در جامعه می دانستند ــ جامعه به سه طبقه تقسیم می گردید: تولید کننده، صاحب زمین و طبقه ی خنثی. تمام کسانی که با کارخانه و صنایع سروکار داشتند چه کارگر روزمزد و چه سرمایه دار جزءِ طبقه ی خنثی بودند. در نتیجه ی تکامل صنعت و رشد سرمایه داری چنین درکی از تعریف طبقه در ارتباط اقتصاد کشاورزی رها گردید. به نظر آدام اسمیت (1723 تا 1790) جامعه ی سرمایه داری در حال دگرگونی به سه طبقه ی عمده بود: کارگران، سرمایه داران، مالکان بزرگ زمین. تا آن زمان و تا قبل از انقلاب فرانسه در آثار هیچ یک از نویسندگان اشاره ای به اختلاف و جنگ طبقاتی میان طبقات سازنده ی جامعه دیده نمی شود. در انقلاب فرانسه که انقلابی علیه نظم قدیم فئودالی با شرکت طبقات مختلف جامعه با علایق اقتصادی مختلف بود، واژه و مفهوم طبقه و جنگ طبقاتی به کرات به کار رفت. دوره ی پس از انقلاب فرانسه تا انقلاب 1848 را می توان دوران پختگی و تکامل مفهوم طبقه دانست زیرا در این دوره درست هماهنگ با رشدِ صنایع و طرح مسائل ناشی از برخوردِ منافع کارگران و سرمایه داران واژه ی طبقه از طرف هر دو گروهِ متخاصم با روشنی و آگاهی بیشتری به کار برده می شد. این دوره مقارن است با رشد جنبش های سوسیالیستی در کشورهای اروپای غربی و از آن جمله است: مارکسیسم.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط خاک در 86/03/15
مقاله رفیق امین در شماره آخر خاک 

مبارزه طبقاتی و مفهوم طبقه

امین قضایی 

در مورد مفهوم طبقه کارگر یک واژگونی اساسی رخ داده است. این گونه گمان می شود که مارکسیسم یک رسالت تاریخی یعنی نابودی شیوه تولید سرمایه داری را بر دوش  طبقه کارگر می اندازد. جزمیات ایدئولوژیک بر این باور است که کمونیست ها طبقه کارگر را  به یک مبارزه طبقاتی با سرمایه داران تشویق می کنند. اما قضیه دقیقا برعکس است : این مبارزه طبقاتی است که طبقه کارگر را بوجود آورده و طبقه کارگر  اگر خود را در این تخاصم نبیند، شکست خواهد خورد. آنتاگونیسم ( تخاصم) همیشه و همه جا هست ، آنتاگونیسم و تضاد، ماهیت ِ جامعه طبقاتی است. بنابراین طبقه کارگر مبارزه طبقاتی را ابداع نمی کند بلکه آن را از جریان های پنهان که در سطح خرید نیروی کار قرار دارد به سطح سیاسی و خود آگاهی می کشاند. بنابراین مبارزه طبقاتی  برای طبقه کارگر، در وهله اول چیزی نیست جز بازنمایی ِ مبارزه طبقاتی.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط خاک در 86/03/14
مقاله رفیق کاوه در شماره جدید خاک 

گفتاری در هنر کارگری

کاوه عباسیان

کسانی که تا به حال نشریه ی خاک را دنبال یا حداقل با مباحث کلی مطرح شده در آن آشنا هستند مطمئنا با بحث هنر انقلابی نیز تا اندازه ای آشنایند. چرا که ما در این نشریه سعی کرده ایم در زمینه ی هنر نیز همچون زمینه های دیگر رادیکالترین موضع ممکن را اتخاذ کنیم و بحث هنر انقلابی را در جنبش چپ تقریبا متفاوت از آنچه تاکنون بوده به پیش بریم که خوشبختانه در این هدف تا حد قابل قبولی موفق بودیم.

در راستای بحثهایی که تا به حال مطرح شده قصد داریم در این شماره کمی در هنر انقلابی متمرکزتر شده و به طور مشخص به هنر کارگری بپردازیم. باشد تا در این شماره (ویژه نامه 1 مه) با این مقاله کمکی کرده باشیم به روشنتر شدن بحث هنر انقلابی.


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط خاک در 86/03/08
مقاله رفیق شاهو در شماره جدید خاک 
طبقه كارگر: مفهومي بنيادين در جنبش چپ

شاهو رستگاری

مارکس مسائل جامعه سرمایه داری را به مثابه مسایل طبقات سازنده آن،  طبقات سرمایه دار و کارگر به مثابه مجموعه های انسانی بررسی می کند،در نظام فکری مارکسیسم اصل انقلاب پی آمد حاکمیت مقوله کلیت است و با نفی چنین اصلی تمام این نظام فرو می ریزد. لوکاچ،تاریخ و آگاهی طبقاتی          

يكي از مهمترين چالش هايي كه فراروي فعالين جنبش چپ در حال حاضر قرار دارد بحث بر سر تعيين دقيق و مشخص از ايجنت سوسياليزم و كارگزار انقلاب اجتماعي در درون جدالهاي طبقاتي در شرايط عيني جامعه مي باشد . پس از فروپاشي رژيم سرمايه داري دولتي شوروي و اعلام تز پايان تاريخ تئوريسين هاي بورژوازي هار جهاني حمله به مفاهيم بنيادين  جنبش چپ در دستور كار قرار گرفت . نوك پيكان حملات متوجه مفهوم كليدي پرولتاريا مي باشد كه با فرياد هاي باي باي پرولتاريا راه را براي چرخش 180 درجه اي غالب متفكرين به اصطلاح چپ را باز كردند. استدلال آنها به اين صورت است كه در حال حاضر مزدهاي واقعي افزايش يافته كه اين تغيير منجر به نوعي ساييدگي تقسيمات طبقاتي مي شود و طبقه كارگر عضلاني اكنون فقط اقليتي از نيروي كار است كه زير سلطه كارگران يقه سفيدي است كه از سطح زندگي طبقه متوسط برخوردارند .
با توجه به اينكه چپ راديكال اعتقاد دارد كه پاسخ دادن به مسائل واقعي و عيني جامعه و ملموس تر نمودن مسائل جنبش كارگري براي اكثريت جامعه بايد در رأس اهداف جنبش قرار بگيرد در اين نوشتار نگارنده هر چند به طور موجز و مختصر سعي در پيدا كردن و شفاف تر نمودن خطوط عمده بحث تعريف طبقه كارگر مي باشد .


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط خاک در 86/03/06
مقاله رفیق مهدی در شماره جدید خاک 
 
توافقات اقتصادی

و تناقضات سياسی

(تحلیلی بر شکست سیاستهای اصل 44) 

مهدی گرایلو

gerailoo@yahoo.com 

مدافعه گروههای مختلف حاکمیت از رئوس سیاستهای اصل 44 ، تاکنون بیش از هر چیزاز انگیزه آنان برای خصوصی کردن اقتصاد ایران و گذار به یک سرمایه داری نرمال با محوریت نهادهای خصوصی تولید و تجارت ناشی می شده است. شاید به باور برخی از این نهادها اکنون زمان بهره برداری از محصولات استقرار 28 ساله سرمایه داری دولتی فرا رسیده  و وقت آن است که ایران با تمام نظام اقتصادی اش به بازار آزاد جهانی تحویل داده شود. و شاید گروههایی که از بدو تاسیس جمهوری اسلامی تمایل چندانی به دولتی شدن اقتصاد ایران از خود نشان نمی دادند ، طرح بحث ضرورت اجرای سیاستهای اصل 44 رانشانه آغازپروسه ی برآورده شدن آمال سرکوب شده دیرینه اشان ارزیابی کرده اند ! می توان سرگرم تحلیل طبقاتی مناظر گوناگونی شد که این طیفهای متلون از آنها و بسته به منافع معین طبقاتی مذکور به موضوع اصل 44 می نگرند. علی رغم مفاد این تحلیل ، غرض ما نه ارائه چنین تحلیلی ، بلکه بررسی قوانین نا مکتوبی ست که در مسیر اجرایی شدن این سیاستها سنگ پرتاب می کند.  

 


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط خاک در 86/03/04