طبقه كارگر: مفهومي بنيادين در جنبش چپ
شاهو رستگاری
مارکس مسائل جامعه سرمایه داری را به مثابه مسایل طبقات سازنده آن، طبقات سرمایه دار و کارگر به مثابه مجموعه های انسانی بررسی می کند،در نظام فکری مارکسیسم اصل انقلاب پی آمد حاکمیت مقوله کلیت است و با نفی چنین اصلی تمام این نظام فرو می ریزد. لوکاچ،تاریخ و آگاهی طبقاتی
يكي از مهمترين چالش هايي كه فراروي فعالين جنبش چپ در حال حاضر قرار دارد بحث بر سر تعيين دقيق و مشخص از ايجنت سوسياليزم و كارگزار انقلاب اجتماعي در درون جدالهاي طبقاتي در شرايط عيني جامعه مي باشد . پس از فروپاشي رژيم سرمايه داري دولتي شوروي و اعلام تز پايان تاريخ تئوريسين هاي بورژوازي هار جهاني حمله به مفاهيم بنيادين جنبش چپ در دستور كار قرار گرفت . نوك پيكان حملات متوجه مفهوم كليدي پرولتاريا مي باشد كه با فرياد هاي باي باي پرولتاريا راه را براي چرخش 180 درجه اي غالب متفكرين به اصطلاح چپ را باز كردند. استدلال آنها به اين صورت است كه در حال حاضر مزدهاي واقعي افزايش يافته كه اين تغيير منجر به نوعي ساييدگي تقسيمات طبقاتي مي شود و طبقه كارگر عضلاني اكنون فقط اقليتي از نيروي كار است كه زير سلطه كارگران يقه سفيدي است كه از سطح زندگي طبقه متوسط برخوردارند .
با توجه به اينكه چپ راديكال اعتقاد دارد كه پاسخ دادن به مسائل واقعي و عيني جامعه و ملموس تر نمودن مسائل جنبش كارگري براي اكثريت جامعه بايد در رأس اهداف جنبش قرار بگيرد در اين نوشتار نگارنده هر چند به طور موجز و مختصر سعي در پيدا كردن و شفاف تر نمودن خطوط عمده بحث تعريف طبقه كارگر مي باشد .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط خاک در 86/03/06